خاتمِ گمشده را باز بجو ای ایران! که بدان حلقه جهان زیر نگین ما بود
«حماسه ایران» سروده شهریار، بازخوانی پیوند تمدنی ایران پیش و پس از اسلام است؛ قصیدهای حماسی که فراتر از ستایش گذشته، متضمن دعوتی آشکار برای بازیابی مجد و اقتدار علمی کشور است.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب؛ طاهره طهرانی: سرودههای میهنی در ادب معاصر فارسی همواره آینهدار دغدغههای تمدنی، تاریخی و سرنوشت جمعی ایرانیان بودهاند. در این میان، منظومه موسوم به «حماسه ایران» اثر محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)، از نمونههای شاخصی است که در آن، شاعر فراتر از مرثیهسرایی برای روزگار ازدسترفته، چشماندازی کنشگرانه و هویتبخش را در برابر مخاطب میگشاید؛ سرودهای که خطابه بنیادین آن بازیابی مجد تاریخی و تکیه بر توان درونی ایران است.
منظومه تمدنی در کلام شهریار
این سروده فاخر که روایتی جامع از چهرهها، مفاخر علمی و ارکان هویت ملی به شمار میرود، از صریحترین سرودههای میهنی شهریار است و در آن از تمدن، فرهنگ، تاریخ و فداکاری ایرانیان سخن میگوید:
سالها مشعل ما پیشروِ دنیا بود
چشم دنیا همه روشن به چراغ ما بود
درج دارو همه در حکم حکیم رازی
برج حکمت همه با بوعلیِ سینا بود
قرنها مکتبِ قانون..