چرا هنوز از طعنههای ۶۰۰ ساله حافظ میسوزیم؟
طنز حافظ نه فکاههای گذرا، بلکه برّندهترین تیغ نقد اجتماعی در برابر زهد ریایی است؛ کنایهای عفیف و چندلایه که با ایهام، مرز میان شوخی و جدیت را بر مدعیان زهد و قدرت فرومیبندد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: در تاریخ هزارساله شعر فارسی، پیوند میان ساحت تغزل و ساحت نقد اجتماعی بهندرت به پیوندی انداموار و پایدار انجامیده است. غزل بهطور سنتی خلوتگاه عواطف فردی، شکوه از فراق و ستایش جمال معشوق به شمار میرفت؛ قالبی که فراغت از دغدغههای تند اجتماعی را تجویز میکرد. اما در سده هشتم هجری و در دیوان خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی، دگرگونی بنیادینی در سرشت این قالب پدیدار شد. طنز در نگاه لسانالغیب، تفنن بلاغی، شوخی زودگذر، مطایبه مجلسی یا زینتی تحمیلی بر کلام نیست؛ بلکه شالودهشکنترین و ساختارمندترین سازوکار نقد اجتماعی، سیاسی و دینی است.
جامعه قرن هشتم ایران -بهویژه فارس- عرصه کشمکشهای مدام تباهکننده، ظهور و سقوط امیران مستبد، تحجر آلمظفر و گسترش سازمانیافته ریاکاری دینی بود. در چنین بافتی، حافظ، با هوشمندی تمام ریاکاری و دروغ و تزویر را در هر لباسی میشناخت و می..