چطور استکبارستیزی از یک گزاره سیاسی به یک مسئله فقهی تبدیل میشود
استکبارستیزی در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی مفهومی شناختهشده است، اما کتاب «ادله فقهی استکبارستیزی» میکوشد مبنای فقهی این مفهوم، قواعد مؤثر در اثبات آن و حدود اجرای این تکلیف را بررسی کند.
خبرگزاری مهر، سرویس دین، حوزه اندیشه، مهدیس میرزایی اعتمادی: استکبارستیزی در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی ایران، مفهومی آشناست، اما تبدیل این مفهوم به یک مسئله فقهی، پرسش متفاوتی را پیش میکشد، اگر مقابله با سلطه و استکبار صرفاً یک موضع سیاسی نباشد و بخشی از تکالیف اجتماعی مسلمانان تلقی شود، مبنای فقهی این تکلیف چیست و در چه شرایطی میتوان از وجوب آن سخن گفت؟
این پرسش محور پژوهشی است که محسن صبوری فیروزآبادی در کتاب «ادله فقهی استکبارستیزی» دنبال کرده است، پژوهشی که تلاش دارد به جای تکرار استنادهای کلی به آیات و روایات مربوط به طاغوت و سلطه، مجموعهای از قواعد فقهی را کنار یکدیگر قرار دهد و از خلال آنها، مبنای فقهی استکبارستیزی را صورتبندی کند.
مسئله از اینجا آغاز میشود که در متون دینی، مفاهیمی مانند نفی طاغوت، نفی سلطه و دعوت به حاکمیت الهی سابقهای روشن دارند، اما میان پذیرش این مفاهیم و ارائه ..