رنگین یا ننگین؟
تا همین یک نسل قبل از من، هنوز رسانهها و سرمایهداری نتوانسته بودند به ما بقبولانند که ارزش ما در فهم و عمل ما نیست، بلکه در میزان خرج و مصرف ما است.
یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: مادربزرگ من از دنیا رفته است. اگر زنده بود الان حدودا صد ساله بود. آدم زحمتکشی بود. همه زندگیش به کار و تلاش گذشت. مادر من حدودا هفتاد و پنج ساله است. هر وقت لباسها را از روی بند جمع میکند، یک جعبه فلزی کنار دستش میگذارد و لباسها را یکییکی وارسی میکند و تا میکند. این یک عادت قدیمی است که در بسیاری از همنسلان او نیز هست.
آن جعبه هم جعبه خوراکیای بوده که حدود پنجاه سال پیش کسی برایش سوغاتی آورده بود. جعبه را هرگز دور نینداختهاند. حالا شده «جعبه لوازم خیاطی». نخ و سوزن و بشکاف و قیچی و صابون الگو و متر خیاطی و چیزهایی از این دست را توی آن جعبه نگه میدارد. یک بطری کوچولو هم توی جعبه دارد که جای قرص بوده و حالا جای دکمههای رنگارنگ است.
جعبه لوازم خیاطی را کنار دستشان میگذاشتند و میگذارند که اگر نوک انگشت جورابی پاره شده بود، آستین لباسی در محل آرنج ساییده و پاره شده بود، یا هر پا..